خرید بک لینک

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

سایت خدماتی بیست تولز


پنجشنبه هفتم فروردین ۱۴۰۴
سال ۱۴۰۴

سال ۱۴۰۴

چقد زود میگذرن سالهای عمرمون

انگار زمان عجله داره که اینقدر با سرعت میگذره

باورم نمیشه چند وقت دیگه تولدمه

اونم تولد .... سالگیم

مگه میشه؟

من تو همون ۱۸ سالگیم موندم

تمام خاطراتم همون جاست

زمانی که دبیرستان میرفتم

بهترین روزهای عمرم بود و قدر ندونستم..

امسال که دخترم کلاس اوله

از مدرسه خسته شده

بهش میگم قدر تمام این روزهاتو بدون دخترم

خیلی زود بزرگ میشی

و اون گریه می‌کنه و میگه

مامان اگه من بزرگ بشم تو پیر میشی

بعدشم میمیری؟

من نمیخوام بزرگ شم

تا تو همیشه پیشم بمونی..

گاهی از حرفش بغض میکنم

چقدر راست میگه

اون بزرگ میشه و من پیر..

نمی‌دونم تا چه سالی زنده ام

نمی‌دونم تا کی پیش خانوادم هستم

نمی‌دونم تا چند سالگی دخترامو میبینم..

نمی‌دونم ...

فقط می‌دونم دوس دارم همیشه کنارشون باشم

تا به جایی برسن

مثلا سرکار برن یا ازدواج کنن..

دوس ندارم زودتر برم از پیششون

خیلی بهم وابسته هستن

خودمم زیاد..

امشب خیلی دلم گرفته..

به چیزایی فکر میکنم که دلتنگیمو بیشتر می‌کنه..

کاش خدا آدما رو به خواسته هاشون برسونه..

به آرزوهای ته قلبشون..

کاش همیشه پدر مادرا پیش بچه هاشون باشن

و بچه ها کنار پدر مادراشون..

خودم وقتی پدرمو از دست دادم ۲۴ سالم بود..

هنوز..هرروز.. هر لحظه..

بهش نیاز دارم..

هرروز میگم کاش بودی پدر..

دوس دارم بچه هام زیر سایه من و پدرشون بزرگ شن

قد بکشن و من لذت ببرم

که افتخار کنم بهشون

که ثمره ی تمام زحمتامو ببینم..

من تمام خودمو زندگیمو پای بچه هام گذاشتم..

از هر برنامه و لذتی گذشتم..

که همه جوره پیش بچه هام باشم

هر لحظه در خدمتشون هستم

تک و تنها ..

گاهی خسته میشم کم میارم

ولی باز ادامه میدم..

خدایا بهم کمک کن..

برچسب: نویسنده: نیکا حسنی تاريخ: دوشنبه 30 شهريور 1405 ساعت: 6:35

صفحه بندی