خرید بک لینک

ناگهان چشمت را باز میکنی

فکر میکنی کجا هستی؟

آیا جایی هستی که باید باشی؟

فکر و خیال دیوانه ات میکند..

نه .. جای من اینجا نبود

من آرزوهای بزرگتری داشتم

من فقط شادی میخواستم

ولی چرا اینچنین شد..

سهم من این نبود..

گاهی فکر میکنی به گذشته

اما چرا یادت نمی آید

چه ها بر تو گذشت..

فقط اتفاقهای خوب فکرت را درگیر میکنند

که حتما گذشته بهتر بود

..

گاهی فکر میکنی کاش برگردم به گذشته

به روزهای خوب قدیم

اما آیا واقعا گذشته بهتر بود؟

..

چرا نمیشود به گذشته فکر نکرد

چه خوب چه بد همه ی ما گذشته ای داریم

اما کاش میشد فراموشش کرد

کاش یک دکمه ی دیلیت میزدی

و تمام آن پاک میشد از ذهنت

اما ..

چقدر افکارمان درگیر گذشته هاست..

"چقدر حس بدیست درگیر گذشته بودن"

کاش میشد آدم کمی تغییر کند

افکار تکراری بدجور درگیرمان کرده..

خدایا کمی شادی به من بده

کمی اتفاق های خوب

و کمی آرامش..

به یک خنده ی از ته دل شدیدا نیاز دارم

خدایا لبخند بر لبانم بنشان

برچسب: نویسنده: نیکا حسنی تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 19:46

صفحه بندی